شمارهٔ 3
Poet: Attar
Toggle stanza 1دریای دلم گرچه بسی میآشفت
دریای دلم گرچه بسی میآشفت
از غیرت خلق گوهر راز نسفت
رازی که دلم ز خلق میداشت نهفت
اشکم به سر جمع به رویم در گفت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دل گوهر سبحه محبت می سفت
وز ساحت جان غبار غفلت می رفت
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 3
بشکافت زمین به سبزه و گل بشکفت
شد در چمن آشکار اسرار نهفت
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 49
مِی خور که به زیرِ گِل بسی خواهی خفت
بیمونس و بیرفیق و بیهمدم و جفت
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 47
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)راز آفرینش [ 15-1]رباعی 8
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 11
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 14
در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفت
کز خواب کسی را گُلِ شادی نشکفت
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 33
زین بحرِ وجود، آمده پیدا ز نهفت
کس نیست که او گوهرِ تحقیق بسُفت
KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 13
چشمم ز غمت، به هر عقیقی که بسفت
بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت
RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 6
آن را که غمی باشد و بتواند گفت
گر از دل خود بگفت بتواند رفت
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 132
Sources
Persian text source: Ganjoor

