شمارهٔ 3

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: فت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
دریای دلم گرچه بسی میآشفت
1

دریای دلم گرچه بسی میآشفت

از غیرت خلق گوهر راز نسفت

2

رازی که دلم ز خلق میداشت نهفت

اشکم به سر جمع به رویم در گفت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل گوهر سبحه محبت می سفت

وز ساحت جان غبار غفلت می رفت

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 3

بشکافت زمین به سبزه و گل بشکفت

شد در چمن آشکار اسرار نهفت

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 49

مِی خور که به زیرِ گِل بسی خواهی خفت

بی‌مونس و بی‌رفیق و بی‌همدم و جفت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 47

این بحرِ وجود آمده بیرون ز نهفت

کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)راز آفرینش [ 15-1]رباعی 8

ای آمده از عالم روحانی تفت

حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 11

این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت

کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 14

در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفت

کز خواب کسی را گُلِ شادی نشکفت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 33

زین بحرِ وجود، آمده پیدا ز نهفت

کس نیست که او گوهرِ تحقیق بسُفت

خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 13

چشمم ز غمت، به هر عقیقی که بسفت

بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت

رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 6

آن را که غمی باشد و بتواند گفت

گر از دل خود بگفت بتواند رفت

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 132

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور