شمارهٔ 4
Toggle stanza 1خون دل من که هر دم افزون گردد
11
خون دل من که هر دم افزون گردد
دریا دریا ز دیده بیرون گردد
22
وانگه که ز خاکِ تنِ من کوزه کنند
گر آب در آن کوزه کنی خون گردد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خون دل عاشقان چو جیحون گردد
عاشق چو کفی بر سر آن خون گردد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 655
نی طعم می است تا دگرگون گردد
نی خم که تهی شود چو وارون گردد
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 60
گر اول کار، آتش افزون گردد
خاکستر بین که آخرش چون گردد
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 7
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

