رباعی شمارهٔ 655
Toggle stanza 1خون دل عاشقان چو جیحون گردد
11
خون دل عاشقان چو جیحون گردد
عاشق چو کفی بر سر آن خون گردد
22
جسم تو چو آسیا و آبش عشق است
چون آب نباشد آسیا چون گردد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خون دل من که هر دم افزون گردد
دریا دریا ز دیده بیرون گردد
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 4
گر اول کار، آتش افزون گردد
خاکستر بین که آخرش چون گردد
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 7
نی طعم می است تا دگرگون گردد
نی خم که تهی شود چو وارون گردد
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 60
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

