Toggle stanza 1
هر شبم سرمست در کوی افکنی
1

هر شبم سرمست در کوی افکنی

وز بر خویشم به هر سوی افکنی

2

در خم چوگان خویشم هر زمان

خسته و سرگشته چون گوی افکنی

3

گر بریزم پیش رویت اشک زار

همچو اشکم باز بر روی افکنی

4

چون همه تیری بیندازی تمام

پس کمان کین به بازوی افکنی

5

بوی گل اندر دماغ جان ما

زان سر زلف سمن بوی افکنی

6

گر سخن گویم ز چین زلف تو

از سر کین چین در ابروی افکنی

7

ور کشد مویی دل از زلف تو سر

حلق را در حلقهٔ موی افکنی

8

هر شبی عطار را تا وقت صبح

عاشقی دیوانه در روی افکنی

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 824 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood