Toggle stanza 1
چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
1

چون خط شبرنگ بر گلگون کشی

حلقه در گوش مه گردون کشی

2

گر ببینی روی خود در خط شده

سرکشی و هر زمان افزون کشی

3

گفته بودی در خط خویشت کشم

تا لباس سرکشی بیرون کشی

4

خط تو بر ماه و من در قعر چاه

در خط خویشم ندانم چون کشی

5

گر بریزی بر زمین خونم رواست

بلکه آن خواهم که تیغ اکنون کشی

6

لیک زلفت از درازی بر زمین است

خون شود جانم اگر در خون کشی

7

می‌کشی در خاک زلفت تا مرا

هر نفس در بند دیگرگون کشی

8

چون منم دیوانه تو زنجیر زلف

می‌کشی تا بر من مجنون کشی

9

دام مشکین می‌نهی عطار را

تا به دام مشکش از افسون کشی

Sources

Persian text source: Ganjoor