غزل شمارهٔ 785
Toggle stanza 1هر دمم مست به بازار کشی
11
هر دمم مست به بازار کشی
راستی چست و به هنجار کشی
22
می عشقم بچشانی و مرا
مست گردانی و در کار کشی
33
گاهم از کفر به دین باز آری
گاهم از کعبه به خمار کشی
44
گاهم از راه یقین دور کنی
گاهم اندر ره اسرار کشی
55
گه ز مسجد به خرابات بری
گاهم از میکده در غار کشی
66
چون ز اسلام منت ننگ آید
از مصلام به زنار کشی
77
چون مرا ننگ ره دین بینی
هر دمم در ره کفار کشی
88
بس که پیران حقیقتبین را
اندرین واقعه بر دار کشی
99
ای دل سوخته گر مرد رهی
خون خوری تن زنی و بار کشی
1010
بر امید گل وصلش شب و روز
همچو گلبن ستم خار کشی
1111
آتش اندر دل ایام زنی
خاک در دیدهٔ اغیار کشی
1212
بویی از مجمرهٔ عشق بری
باده بر چهرهٔ دلدار کشی
1313
غم معشوق که شادی دل است
در ره عشق چو عطار کشی
Sources
Persian text source: Ganjoor

