غزل شمارهٔ 787
Poet: Attar
Toggle stanza 1هر دمم در امتحان چندی کشی
11
هر دمم در امتحان چندی کشی
دامنم در خون جان چندی کشی
22
مهربان خویشتن گفتم تو را
کینهٔ آن هر زمان چندی کشی
33
همچو خاکم بر زمین افتاده خوار
سر ز من بر آسمان چندی کشی
44
چون جهان سر بر خطت دارد مدام
چون قلم خط بر جهان چندی کشی
55
در غمت چون با کناری رفتهام
تو به زورم در میان چندی کشی
66
بر تو دارم چشم از روی جهان
بر من از مژگان سنان چندی کشی
77
همچو شمعی سر نهادم در میان
بر سرم تیغ از میان چندی کشی
88
پیشکش میسازمت گلگون اشک
رخش کبرت را عنان چندی کشی
99
چون سپر بفکندم و بگریختم
تو به کین من کمان چندی کشی
1010
کینت از صد مهر خوشتر آیدم
کین ز چون من مهربان چندی کشی
1111
بر سرم آمد لاشهٔ صبرم ز عجز
تنگ اسب امتحان چندی کشی
1212
بس سبک دل گشتی از عشق ای فرید
جان بده بار گران چندی کشی
Sources
Persian text source: Ganjoor

