غزل شمارهٔ 396
Toggle stanza 1پیر ما میرفت هنگام سحر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
روزه چون می داری ای شیرین پسر
کز دو لب بینم دهانت پرشکر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 435
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12
سر فرو بردم میان آبخور
از فرنج منش خشم آمد مگر
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1096
ای نهاده بر سر زانو تو سر
وز درون جان جمله باخبر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1099
بس که میانگیخت آن مه شور و شر
بس که میکرد او جهان زیر و زبر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1100
در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1107
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 400
هی که را رنگی بود بی کر و فر
بیشکی هر کس برو دارد نظر
AttarNuzhat al-Ahbabبخش 19 - غزل

