غزل شمارهٔ 180
Toggle stanza 1صبح بر شب شتاب میآرد
11
صبح بر شب شتاب میآرد
شب سر اندر نقاب میآرد
22
گریهٔ شمع وقت خندهٔ صبح
مست را در عذاب میآرد
33
ساقیا آب لعل ده که دلم
ساعتی سر به آب میآرد
44
خیز و خون سیاوش آر که صبح
تیغ افراسیاب میآرد
55
خیز ای مطرب و بخوان غزلی
هین که زهره رباب میآرد
66
صبحدم چون سماع گوش کنی
دیده را سخت خواب میآرد
77
مطرب ما رباب میسازد
ساقی ما شراب میآرد
88
همه اسباب عیش هست ولیک
مرگ تیغ از قراب میآرد
99
عالمی عیش با اجل هیچ است
این سخن را که تاب میآرد
1010
ای دریغا که گر درنگ کنم
عمر بر من شتاب میآرد
1111
در غم مرگ بینمک عطار
از دل خود کباب میآرد

