غزل شمارهٔ 41
Toggle stanza 1عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است
Love went searching thro’ the earth until Adam came to birth; out of water, out of clay manifested his display.
آفتاب و ماه و انجم میتوان دادن ز دست
در بهای آن کف خاکی که دارای دل است
Sun, and moon, and stars on high, these were little to set by so to purchase in life’s mart Adam’s dust, that owned a heart.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بس که ساز این بساط آشفتگیهای دل است
بیشکست شیشه امید چراغان مشکل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 512
احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
هرچه میروید ازین صحرا زبان سایل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 513
الفت تن باعث فکر پریشان دل است
دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 514
بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است
گردباد از شور مجنون آشیان بلبل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 515
عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است
در بهار رنگ هر جا چشم واگردد گل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 516
شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است
سایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 137
ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است
منزلت را منزلت بالاتر از آب و گل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 86
در دل هر کس بود درد طلب در منزل است
آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1019
این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود
دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1020
صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است
خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1021
Sources
Persian text source: Ganjoor

