غزل شمارهٔ 86
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است
ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است
منزلت را منزلت بالاتر از آب و گل است
بس که جان و دل درآمد از در و دیوار تو
خانه ای گویی نه از آب و گل از جان و دل است
اینچنین کین خانه را بینم فروغ از روی تو
بیدلان را راز دل در وی نهفتن مشکل است
دل میان گریه دارد ازتو امید کنار
غرقه را از موج دریا آرزوی ساحل است
رحم کن بر حال تنها مانده تاریک رو
ای که مه در هودج و خورشیدت اندر محمل است
از تنم پیوند جان بگسل چو راندی ناقه تیز
زانکه تن را پای فرسوده ست و جان مستعجل است
می کند جامی روان سوی تو شعری تر چو آب
زانکه با آب روان طبع لطیفت مایل است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بس که ساز این بساط آشفتگیهای دل است
بیشکست شیشه امید چراغان مشکل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 512
احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
هرچه میروید ازین صحرا زبان سایل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 513
الفت تن باعث فکر پریشان دل است
دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 514
بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است
گردباد از شور مجنون آشیان بلبل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 515
عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است
در بهار رنگ هر جا چشم واگردد گل است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 516
در دل هر کس بود درد طلب در منزل است
آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1019
این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود
دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1020
صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است
خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1021
عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است
جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 41
گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است
حیرت اندر حیرتست و مشکل اندر مشکل است
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 110
Sources
Persian text source: Ganjoor

