Secrets of the Self
اسرار خودی
Poet: Allama Iqbal
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Toggle stanza 1دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
11دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست
But yester-eve a lamp in hand The Shaykh did all the city span, Sick of mere ghosts he sought a man, But could find none in all the land.
22زاین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
“I Rustam or a Hyder seek I’m sick of snails, am sick,” he said,
33گفتم که یافت مینشود جستهایم ما
گفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست
“There’s none,” said I. He shook his head, “There’s none like them, but still I seek.”
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 441
ای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 457
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
راهی به خلوت دل جانانم آرزوست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1950
یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
یکدم وصال آن مه خوبانم آرزوست
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 34
Sources
Persian text source: Ganjoor

