بخش 11 - به پایان چون رسد این عالم پیر
Poet: Allama Iqbal
Metre: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
Toggle stanza 1به پایان چون رسد این عالَمِ پیر
به پایان چون رسد این عالَمِ پیر
شود بیپرده هر پوشیده تقدیر
When this old world comes to end and every hidden decree becomes manifest,
مکن رسوا حضور خواجه، ما را
حسابِ من ز چشمِ او نهان گیر
don’t put me to shame in our Master’s presence, judge me in his absence.
Toggle stanza 2بدن وامانده و جانم در تک و پوست
بدن وامانده و جانم در تک و پوست
سوی شهری که بطحا در ره اوست
My body is fragile, my life in constant endeavour, to visit a city where Batha lies on the way;
تو باش اینجا و با خاصان بیامیز
که من دارم هوای منزل دوست
stay here and mix with the elect, for I’m on my way to friend’s destination.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شدی جامی چو پیر از گردش دهر
ز پیوند جوانان گوشه ای گیر
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 13
مکن در کشتنم زین بیش تقصیر
چو من مردم ز غم دیگر چه تدبیر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 250
عروس زندگی در خلوتش غیر
که دارد در مقام نیستی سیر
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور رسالتبخش 10 - عروس زندگی در خلوتش غیر

