بخش 11 - به پایان چون رسد این عالم پیر

شاعر: علامہ اقبال

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: یر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قطعه

انگریزی ترجمہ: بشیر احمد
بند 1
Toggle stanza 1
به پایان چون رسد این عالَمِ پیر
1

به پایان چون رسد این عالَمِ پیر

شود بی‌پرده هر پوشیده تقدیر

When this old world comes to end and every hidden decree becomes manifest,

2

مکن رسوا حضور خواجه، ما را

حسابِ من ز چشمِ او نهان گیر

don’t put me to shame in our Master’s presence, judge me in his absence.

بند 2
Toggle stanza 2
بدن وامانده و جانم در تک و پوست
3

بدن وامانده و جانم در تک و پوست

سوی شهری که بطحا در ره اوست

My body is fragile, my life in constant endeavour, to visit a city where Batha lies on the way;

4

تو باش اینجا و با خاصان بیامیز

که من دارم هوای منزل دوست

stay here and mix with the elect, for I’m on my way to friend’s destination.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں