رباعی شمارهٔ 27
Toggle stanza 1ای جان عزیز تن بباید پرداخت
ای جان عزیز تن بباید پرداخت
گر با غم عشق و عاشقی خواهی ساخت
اندر دل کن ز عشق خواری و نواخت
با روی نکو چو عاشقی خواهی باخت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مسکین دل من بر آتش عشق گداخت
واندر طلب تو نقد هستی درباخت
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 23
آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت
دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 139
عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
مسکین دل من دید نشانش نشناخت
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 363
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت
درمانش تحمل است و سر پیش انداخت
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 4
نردِ هوسِ وصال میباید باخت
اسبِ طمعِ محال میباید تاخت
عطارمختارنامهباب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودنشمارهٔ 27
در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت
پروانه صفت پای ز پر خواهم ساخت
عطارمختارنامهباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 31
تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
میخواهم سوخت و نیز میخواهم ساخت
عطارمختارنامهباب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوقشمارهٔ 39
زان روز که حسنت علم عشق افراخت
هر چیز که دید پردهٔ روی تو ساخت
عطارمختارنامهباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 66
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

