غزل شمارهٔ 430
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
به دلسنگی به برسیمی به قدسروی به رخماهی
شه خوبان آفاقی به خوبی در جهان طاقی
به لب درمان عشاقی، به رخ خورشید خرگاهی
خوش و کش و طربناکی، شگرف و چست و چالاکی
عیار و رند و ناپاکی، ظریف و خوب و دلخواهی
ز بهر چشم تو نرگس، همی پویم به هر مجلس
ندیدم در غمت مونس، به جز باد سحرگاهی
مرا ای لعبت شیرین! از آن داری همی غمگین
که از حال من مسکین، دلت را نیست آگاهی
چو بی آن روی چون لاله، بگریم زار چون ژاله
کنم پر نوحه و ناله، جهان از ماه تا ماهی
گهی چهره بیآرایی، گهی طره بپیرایی
ز بس خوبی و زیبایی، جمال لشکر شاهی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
به طبع مقبلان یاربکدورت را مده راهی
براین آیینهها مپسند زنگ تهمت آهی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2793
در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهی
چراغان فلک چون صبح کردم خامش از آهی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2795
به فکرت خواستم کز سر وحدت یابم آگاهی
خطاب آمد که از پیر مغان خواه آنچه می خواهی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 970
برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی
که از اندیشه برتر می پرد آه سحر گاهی
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 34
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

