غزل شمارهٔ 355
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
11
موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
زندگانی تلخ دارم از لب شیرین تو
22
خاک بر سر کردم از طور رخ پر آب تو
سنگ بر دل بستم از جور دل سنگین تو
33
مونس من ماه و پروین است هر شب تا به روز
زان رخ چون ماه و زان دندان چون پروین تو
44
زعفرانست از رخ من توده بر بالین من
ارغوانست از رخ تو سوده بر بالین تو
55
گر مسلمان کشتن آیین باشد اندر کافری
در مسلمانی مسلمان کشتنست آیین تو
66
رخنه افتد بیشک اندر دین تو زین کارها
کی پسندد عاشق تو رخنه اندر دین تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

