غزل شمارهٔ 6470
شاعر: صائب
Toggle stanza 1می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
11
می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
بیمی از کشتن ندارد شمع بر بالین تو
22
مور هیهات است بیرون آید از دریای شهد
سبزه خط چون برآمد از لب شیرین تو؟
33
جای سیلی نقش بندد بر عذار نازکت
دامن گل همچو شبنم گر شود بالین تو
44
بر فلک از هاله آغوش گردد جای تنگ
بدر گردد از سواری چون هلال زین تو
55
گرچه مسطر مانع از جولان نگردد خامه را
خشک می گردد نگاه از جبهه پرچین تو
66
عاجز از نشو و نما گشته است چون رگهای سنگ
سبزه امید ما از پله تمکین تو
77
مور از اقبال سلیمان می شود شیرین سخن
بال شهرت می دهد گفتار را تحسین تو
88
رتبه فکر ترا صائب عروج دیگرست
می کند تحسین خود هر کس کند تحسین تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

