غزل شمارهٔ 282
Toggle stanza 1نه سیم، نه دل، نه یار داریم
11
نه سیم، نه دل، نه یار داریم
پس ما به جهان چه کار داریم؟
22
غفلتزدگان پر غروریم
خجلتزدگان روزگاریم
33
ای دل! تو ز سیم و زر چه گویی؟
ما جمله ز بهر یار داریم
44
از دست بداده دستهٔ گل
در پای، هزار خار داریم
55
هل تا نفسی به هم برآریم
چون عمر عزیز خوار داریم
66
اندر بنه صد شتر بدیدیم
اکنون غم یک مهار داریم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ما دلشدگان بیقراریم
ما سوختگان خام کاریم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1298
گر گمشدگان روزگاریم
ره یافتگان کوی یاریم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1572
گرچه ز جهان جوی نداریم
هم سر به جهان فرو نیاریم
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 191
ما ننگ وجود روزگاریم
عمری به نفاق میگذاریم
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 609
ما عاشق روی آن نگاریم
زان خسته و زار و دلفگاریم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 284

