غزل شمارهٔ 71
Toggle stanza 1چه خواهی کرد قرایی و طامات
11
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
22
زمانی با غریبان نرد بازم
زمانی گرد سازم با لباسات
33
گهی شه رخ نهم بر نطع شطرنج
گهی شه پیل خواهم گاه شهمات
44
گهی همچون لبک در نالش آیم
گهی با ساتکینی در مناجات
55
گهی رخ را نهاده بر زمین پست
گهی نعره کشیده در سماوات
66
چنان گشتم ز مستی و خرابی
که نشناسم عبارات از اشارات
77
نه مطرب را شناسم از موذن
نه دستان را شناسم از تحیات
88
شنیدم من که شاهی بنده را گفت
که تو عبد منی پیش آر حاجات
99
همی گفت ای سنایی توبه ننیوش
که من باشم بپاهم در مناجات
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چه دارد این صفات حاجت آیات
به جز ورد دعای حضرت ذات
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 391
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
بده یک جام ای پیر خرابات
مگو فردا که فی التأخیر آفات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 336
ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 360
سحرگاهی شدم سوی خرابات
که رندان را کنم دعوت به طامات
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 15
هر آن روزی که باشم در خرابات
همی نالم چو موسی در مناجات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا مِی باید و مسکن، خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 72

