غزل شمارهٔ 72
Toggle stanza 1نخواهم من طریق و راه طامات
11
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا مِی باید و مسکن، خرابات
22
گهی با مِی گسارم اندهٔ خویش
گهی با جام باشم در مناجات
33
گهی شطرنجبازم با حریفان
گهی راوی شوم با شعر و ابیات
44
گهی شهرخ شوم با عیش و راحت
گهی از رنج گردم باز شهمات
55
نخواهم جز می و میخانه و جام
نه محنت باشد آن جا و نه آفات
66
همیشه تا بوَم در خمر و در قمر
بیابم راحتی اندر مقامات
77
چو طالب باشم اندر راه معشوق
طلب کردن بود راه عبادات
88
طریق عشق آن باشد که هرگز
نیابد عاشق از معشوق حاجات
99
چنین دانم طریق عاشقی را
که نپْذیرد به راه عشق طامات
1010
ز چیزی چون توان دادن نشانی
که پیدا نیست اندر وی اشارات
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چه دارد این صفات حاجت آیات
به جز ورد دعای حضرت ذات
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 391
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
بده یک جام ای پیر خرابات
مگو فردا که فی التأخیر آفات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 336
ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 360
سحرگاهی شدم سوی خرابات
که رندان را کنم دعوت به طامات
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 15
هر آن روزی که باشم در خرابات
همی نالم چو موسی در مناجات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71

