غزل شمارهٔ 69
Toggle stanza 1هر آن روزی که باشم در خرابات
11
هر آن روزی که باشم در خرابات
همی نالم چو موسی در مناجات
22
خوشا روزی که در مستی گذارم
مبارک باشدم ایام و ساعات
33
مرا بی خویشتن بهتر که باشم
به قرایی فروشم زهد و طاعات
44
چو از بند خرد آزاد گشتم
نخواهم کرد پس گیتی عمارات
55
مرا گویی لباسات تو تا کی
خراباتی چه داند جز لباسات
66
گهی اندر سجودم پیش ساقی
گهی پیش مغنی در تحیات
77
پدر بر خم خمرم وقف کردست
سبیلم کرد مادر در خرابات
88
گهی گویم که ای ساقی قدح گیر
گهی گویم که ای مطرب غزلهات
99
گهی باده کشیده تا به مستی
گهی نعره رسیده تا سماوات
1010
مرا موسی نفرماید به تورات
چو کردم حق فرعونی مکافات
1111
چو دانی کاین سنایی ترهاتست
مکن بر روی سلامی خواجه هیهات
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چه دارد این صفات حاجت آیات
به جز ورد دعای حضرت ذات
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 391
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
بده یک جام ای پیر خرابات
مگو فردا که فی التأخیر آفات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 336
ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 360
سحرگاهی شدم سوی خرابات
که رندان را کنم دعوت به طامات
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 15
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا مِی باید و مسکن، خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 72

