رباعی شمارهٔ 316
Toggle stanza 1اکنون که ستد هوای تو داد از من
11
اکنون که ستد هوای تو داد از من
گر جان بدهم نیایدت یاد از من
22
مسکین من مستمند کاندر غم تو
میسوزم و تو فارغ و آزاد از من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
از بسکه فساد و ابلهی زاد از من
در عمر کسی نگشت دلشاد از من
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1387
ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1402
چون یار نمیکند همی یاد از من
برخاست چو زیرِ چنگ فریاد از من
عطارمختارنامهباب سیام: در فراغت نمودن از معشوقشمارهٔ 8
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

