رباعی شمارهٔ 317
Toggle stanza 1گه یار شوی تو با ملامتگر من
11
گه یار شوی تو با ملامتگر من
گه بگریزی ز بیم خصم از بر من
22
بگذار مرا چو نیستی در خور من
تو مصلح و من رند نداری سر من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شب رفت و نرفت ای بتِ سیمینبرِ من
سودای مناجات غمت از سرِ من
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1486
تا عشق نشست ناگهی در سر من
برخاست ازین غم دل غم پرور من
عطارمختارنامهباب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشقشمارهٔ 18
ای تیره زمین که بوده ای بستر من
هر خاک که با تست همه بر سر من
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 95
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

