رباعی شمارهٔ 1486
Toggle stanza 1شب رفت و نرفت ای بتِ سیمینبرِ من
11
شب رفت و نرفت ای بتِ سیمینبرِ من
سودای مناجات غمت از سرِ من
22
خواب شب من توی و نور روزم
نه روز و نه شب چون تو نباشی برِ من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گه یار شوی تو با ملامتگر من
گه بگریزی ز بیم خصم از بر من
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 317
تا عشق نشست ناگهی در سر من
برخاست ازین غم دل غم پرور من
عطارمختارنامهباب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشقشمارهٔ 18
ای تیره زمین که بوده ای بستر من
هر خاک که با تست همه بر سر من
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 95
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

