غزل شمارهٔ 426

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 32

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای زبدهٔ راز آسمانی
1

ای زبدهٔ راز آسمانی

وی حلهٔ عقل پر معانی

2

ای در دو جهان ز تو رسیده

آوازهٔ کوس «لَنْ تَرانی»

3

ای یوسف عصر همچو یوسف

افتاده به دست کاروانی

4

لعل تو به غمزه کفر و دین را

پرداخته مخزن امانی

5

لعل تو به بوسه عقل و جان را

برساخته عقل جاودانی

6

با آفت زلف تو که بیند

یک لحظه زعمر شادمانی

7

با آتش عشق تو که یابد

یک قطره ز آب زندگانی

8

موسی چکند که بی‌جمالت

نکشد غم غربت شبانی

9

فرعون که بود که با کمالت

کوبد در ملک جاودانی

10

«آن» گویم «آن» چو صوفیانت

نی نی که تو پادشاه آنی

11

جان خوانم جان چو عاشقانت

نی نی که تو کدخدای جانی

12

از جملهٔ عاشقان تو نیست

یکتن چو سنایی و تو دانی

13

زیبد که سبک نداری او را

گر گه گهکی کند گرانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور