غزل شمارهٔ 427

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ینی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تو آفت عقل و جان و دینی
1

تو آفت عقل و جان و دینی

تو رشک پری و حور عینی

2

تا چشم تو روی تو نبیند

تو نیز چو خویشتن نبینی

3

ای در دل و جان من نشسته

یک جال دو جای چون نشینی

4

سروی و مهی عجایب تو

نه بر فلک و نه بر زمینی

5

بی روی تو عقل من نه خوبست

در خاتم عقل من نگینی

6

بر مهر تو دل نهاد نتوان

تو اسب فراق کرده زینی

7

گه یار قدیم را برانی

گه یار نوآمده گزینی

8

این جور و جفات نه کنونست

دیریست بتا که تو چنینی

9

ای بوقلمون کیش و دینم

گه کفر منی و گاه دینی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور