غزل شمارهٔ 428

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: مزنی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
1

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

شور در میراث‌خواران بنی‌آدم زنی

2

بارنامهٔ بی‌نیازی برگشایی تا به کی

آتش اندر بارمایهٔ کعبه و زمزم زنی

3

صدهزاران جان متواری درآری زیر زلف

چون به دو کوکب کمند حلقه‌ها را خم زنی

4

بر سر آزادگان نه تاج گر گوهر نهی

بر سر سوداییان زن تیغ گر محکم زنی

5

تیغ خویش از خون هر تردامنی رنگین مکن

تو چو رستم‌پیشه‌ای آن به که بر رستم زنی

6

در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق

غمزه برهم‌زن یکی تا خلق را برهم‌زنی

7

پاکبازان جهان چون سوختهٔ نفس تواند

خام طمعی باشد ار با خام‌دستان دم زنی

8

ما به امیدی هدف کردیم جان چون دیگران

تا چو تیر غمزه سازی بر سنایی هم زنی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور