غزل شمارهٔ 428
Poet: Sanai
Toggle stanza 1گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
11
گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
شور در میراثخواران بنیآدم زنی
22
بارنامهٔ بینیازی برگشایی تا به کی
آتش اندر بارمایهٔ کعبه و زمزم زنی
33
صدهزاران جان متواری درآری زیر زلف
چون به دو کوکب کمند حلقهها را خم زنی
44
بر سر آزادگان نه تاج گر گوهر نهی
بر سر سوداییان زن تیغ گر محکم زنی
55
تیغ خویش از خون هر تردامنی رنگین مکن
تو چو رستمپیشهای آن به که بر رستم زنی
66
در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق
غمزه برهمزن یکی تا خلق را برهمزنی
77
پاکبازان جهان چون سوختهٔ نفس تواند
خام طمعی باشد ار با خامدستان دم زنی
88
ما به امیدی هدف کردیم جان چون دیگران
تا چو تیر غمزه سازی بر سنایی هم زنی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

