غزل شمارهٔ 141

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
1
لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
خیز و مهرویا فراز آور نبید
2
چشم مست پر خمارت باز کن
کز نشاطت صبرم از دل بر پرید
3
مطرب سرمست را آواز ده
چون ز میخانه عصیر اندر رسید
4
پر مکن جام ای صنم امشب چو دوش
کت همه جامه چکانه بر چکید
5
نیست گویی آن حکایت راستی
خون دل بر گرد چشم ما دوید
6
کیست کز عشقت نه بر خاک اوفتاد
کیست کز هجرت نه جامه بر درید
7
چون خطت طغرای شاهنشاه یافت
از فنا خط گردد عالم بر کشید
8
از سنایی زارتر در عشق کیست
یا چو تو دلبر به زیبایی که دید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور