غزل شمارهٔ 825
Toggle stanza 1برنشین ای عزم و منشین ای امید
11
برنشین ای عزم و منشین ای امید
کز رسولانش پیاپی شد نوید
22
دود و بویی میرسد از عرش غیب
ای نهانان سوی بوی آن پرید
33
هر چه غفلت کور و پنهان میکند
دود بویش میکند آن را سپید
44
ما ز گردون سوی مادون آمدیم
باز ما را سوی گردون برکشید
55
همچو مریم سوی خرمابن رویم
زانک خرمایی ندارد شاخ بید
66
بس کن و از حرف در معنی گریز
چند معنی را ز حرفی میمزید
77
این مزیدن طفل بیدندان کند
گر شما مردید نان را خود گزید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دل مَنِه بر دُنیی و اسبابِ او
زآنکه از وی، کَس وفاداری ندید
حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 14
سرخی خفچه نگر از سرخ بید
معصفر گون، پوشش او خود سفید
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 46
چون کشف انبوه غوغایی بدید
بانگ وژخ مردمان، خشم آورید
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 47
لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
خیز و مهرویا فراز آور نبید
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 141
عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
در همه عالم چنین عشقی که دید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 824

