Toggle stanza 1
نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار
1

نخست کعبه و بتخانه رابجا بگذار

دگر به وادی خونخوار عشق پا بگذار

2

درین محیط به همت کم از حباب مباش

نظر بلند چو شد دامن هوا بگذار

3

علاج قلزم خونخوار عشق تسلیم است

بشوی دست زدامان جان،شنا بگذار

4

چو سایه دولت دنیاست بر جناح سفر

تلاش سایه بال و پر همابگذار

5

کنی چو خرمن خود نقل خانه،دانه چند

برای دلخوشی خوشه چین بجا بگذار

6

مجو ز ریگ روان جهان ثبات قدم

ز دست دامن این شوخ بیوفا بگذار

7

شکستگان جهانند مومیایی هم

دل شکسته به آن طره دو تا بگذار

8

به شکر این که شدی پیشوای گر مروان

زنقش پای،چراغی به راه ما بگذار

9

هر آنچه با تو نیاید به آن جهان صائب

نگشته تنگ زمان سفر بجا بگذار

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور