غزل شمارهٔ 1710

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سرود مجلس ما جوش مستی ازل است
1

سرود مجلس ما جوش مستی ازل است

بط شراب در اینجا خروس بی محل است

2

بسا شکست کز او کارها درست شود

کلید رزق گدا، پای لنگ و دست شل است

3

ز حال سوختگان بو کجا توانی برد؟

ترا که گل به گریبان و مشک در بغل است

4

جهان چو دیده سوزن بود بر آن غافل

که تار و پود حیاتش ز رشته امل است

5

حدیث مرده دلان را به گوش راه مده

که رخنه لب این قوم، رخنه اجل است

6

به من که پاکتر از چشم عشقبازانم

مدار چرخ مشعبد به مهره دغل است

7

به غیر سایه دیوار خاکساری نیست

عمارتی که درین روزگار بی خلل نیست

8

جنون طرازی ما نیست صائب امروزی

میان ما و جنون آشنایی ازل است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست

به جست و جوی نگاری که نور دیده ماست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 399

آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست

موج این‌دریا به‌چشم اهل‌عبرت اژدهاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 421

فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست

چه آسمان‌ چه‌ زمین‌ مغز این‌ دو پوست‌ هواست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 436

نفس محرک جسم به غم فسرده ماست

غبار خاک‌نشین را، ر‌م نسیم عصاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 443

نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاست

همین نفس‌ که تواش صید الفتی دنیاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 445

درین سراچه که چرخش کمینه طاق نماست

همیشه قامتم از بار دل چو طاق دوتاست

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 4

گدای کوی خرابات پل برهنه چراست

اگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 59

چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست

سخن‌شناس نه‌ای، جان من! خطا این جاست

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 22

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

بدانک مست تجلی به ماه راه نماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 475

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست

که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 476

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور