آڈیو
Toggle stanza 1
نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند
1

نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند

کز می گلرنگ صاحب آبرویم می کنند

2

دست من چون برگ تاک از رعشه ساغر گیر نیست

باده چون مینا دگرها در گلویم می کنند

3

گرچه می سازم جهانی را زصهبا تردماغ

هر کجا سنگی است در کار سبویم می کنند

4

می شود بر دیده من عالم روشن سیاه

جای می گر آب حیوان در کدویم می کنند

5

گرچه بیقدرم، ولی از دیده چون غایب شوم

همچو ماه عید مردم جستجویم می کنند

6

می کنند از من توقع صد دعای مستجاب

مشت آبی گر کرم بهر وضویم می کنند

7

کار سوزن می کند با سینه صدچاک من

رشته مریم اگر صرف رفویم می کنند

8

می کنم شکر بخیلان از کریمان بیشتر

کز ره امساک حفظ آبرویم می کنند

9

از ره تسلیم چون شکر گوارا می کنم

زهر اگر صائب حریفان در گلویم می کنند

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور