Toggle stanza 1
سالکان خودنما قطع بیابان می کنند
1

سالکان خودنما قطع بیابان می کنند

و اصلان چون آسمان در خویش جولان می کنند

2

گوشه عزلت گلستان است بر ارباب فقر

شیر مردان در قفس عیش نیستان می کنند

3

سنگ طفلان است باغ دلگشا دیوانه را

پسته ما را به زخم سنگ خندان می کنند

4

طاق ابرویی که من دیدم ازین سنگین دلان

قبله را در گوشه گیری طاق نسیان می کنند

5

قسمت ما سینه چاک و دل صدپاره است

از همان گلبن که مردم گل به دامان می کنند

6

جلوه رنگین ندارد عاقبت، هشیار باش

شهپر طاوس را آخر مگس ران می کنند

7

گر چنین صائب به شور آیند ارباب سخن

شور محشر را حصاری در نمکدان می کنند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور