غزل شمارهٔ 2597

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیکنند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هرکجا خوبان چراغ دلبری بر می‌کنند
1

هرکجا خوبان چراغ دلبری بر می‌کنند

شمع را پروانه، آتش را سمندر می‌کنند

2

عشق را با ناتوانان التفات دیگرست

فربه‌انصافان شکار صید لاغر می‌کنند

3

آه ازین خورشیدرخساران که از تردامنی

از گریبان دگر هر صبح سر برمی‌کنند

4

غافلان را عمر در امروز و فردا می‌رود

عارفان امروز را فردای محشر می‌کنند

5

نامه‌پردازان در ایام فراق دوستان

با کدامین دست و دل یارب قلم سر می‌کنند

6

در زمین پاک خرسندی قناعت‌پیشگان

خاک می‌لیسند و استغنا به شکر می‌کنند

7

هوشیاران را غم ایام می‌سازد زبون

دردنوشان زود غم را خاک بر سر می‌کنند

8

پخته شو تا روز محشر ایمن از دوزخ شوی

ورنه عود خام را در کار مجمر می‌کنند

9

صحبت دریادلان صائب بهار رحمت است

موم را در یک نفس این قوم عنبر می‌کنند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور