غزل شمارهٔ 4594

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای بر روی تو از آینه گل صافتر
1

ای بر روی تو از آینه گل صافتر

فتنه روی زمین زلف تو را در زیر سر

2

هر که از بت روی گردان شد نبیند روی حق

هر که از زنار برگردد نمی بندد کمر

3

آتش سوزنده رانتوان به چوب اندام داد

چوب گل دیوانگان رامی کند دیوانه تر

4

دوربینان از خزان تنگدستی فراغند

مرغ زیرک در بهاران می کشد سرزیرپر

5

گاه باشد کز غباری لشکری بر هم خورد

تا خطش سر زد، سپاه زلف شد زیرو زبر

6

در رگ جان هرکه را چون رشته پیچ وتاب نیست

زود باشدسر برآرد از گریبان گهر

7

بس که درشر خیر ودر خیرجهان شر دیده ام

مانده ام عاجز میان اختیار خیروشر

8

نیست ذوق سلطنت مارا، وگرنه ریخته است

چون حباب وموج در بحر فنا تاج وکمر

9

تا ازان شیرین سخن حرفی مکرر بشنوم

خویش راصائب کنم دربزم او دانسته کر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر

چون صف مژگان دو عالم محو شد در یکدگر

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1651

بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر

یافتم در حلقه‌گشتن حلقهٔ چشم دگر

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1652

در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثر

گرد ما چون صبح دارد دامن چاک جگر

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1654

در گلستانی که سرو او نباشد جلوه‌گر

شاخ‌گل شمشیر خون‌آلودم آید در نظر

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1655

دست داری برفشان چون کل در این‌کلزار زر

داغ می‌خواهی بنه چون لاله درکهسار سر

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1656

اسکندر را گفتند به چه سبب یافتی آنچه یافتی از دولت سلطنت و وسعت مملکت با صغر سن و حداثت عهد؟ گفت: به استمالت دشمنان تا از غایله دشمنی زمام تافتند، و از تعاهد دوستان تا در قاعده دوستی استحکام یافتند.

بایدت ملک سکندر چون وی از حسن سیر

جامیبهارستانروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 19

حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر

قامتم چون حلقه شد زین رشک و رخسارم چو زر

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 432

بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار

دارم از اشک جگرگون دجله خون در کنار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 438

سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر

جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1067

نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1068

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور