غزل شمارهٔ 3445
شاعر: صائب
Toggle stanza 1نقد روشنگُهران در گرهِ غم باشد
11
نقد روشنگُهران در گرهِ غم باشد
سور این طایفه در حلقهٔ ماتم باشد
22
تلخی عیش بود لازم ارباب صفا
کعبه را آب ز شورابهٔ زمزم باشد
33
کی به فردوس دهد چهرهٔ گندمگون را؟
هرکه در سلسلهٔ نسبت آدم باشد
44
نیستند اهل تجرد پسر مادر خویش
عیسی آن نیست که دلبستهٔ مریم باشد
55
خون ما چیست که عشق تو بود تشنهٔ او؟
چشم خورشید چرا در پی شبنم باشد؟
66
خواب آن چشم ربایندهتر از بیداری است
پشت شمشیرِ بتان تیزتر از دم باشد
77
هرکه را مینگری مرکز پرگار غم است
کیست در دایرهٔ چرخ مسلّم باشد؟
88
هنرش جوهر شمشیر زبانها گردد
هرکه چون تیغ درین معرکه اَبکَم باشد
99
وعدهٔ غنچهدهانان گرهی بر بادست
گرهی نیست درین رشته که محکم باشد
1010
صائب آنان که ز انصاف مؤدب شدهاند
خصم خود را نپسندند که ملزم باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

