Toggle stanza 1
دل مرا نگه گرم یار می سازد
1

دل مرا نگه گرم یار می سازد

ستاره سوخته را این شرار می سازد

2

نوای مرغ سحرخیز حالتی دارد

که غنچه را دل شب زنده دار می سازد

3

چراغ خلوت یکدیگرند سوختگان

مرا چو لاله دل داغدار می سازد

4

شکستگان جهانند مومیایی هم

دل مرا شکن زلف یار می سازد

5

کسی که بر دل درویش می گذارد دست

بنای دولت خود پایدار می سازد

6

اگر سحاب کند سبز تخم سوخته را

ستاره سوخته را هم بهار می سازد

7

هزار خانه زین بیشتر تهی کرده است

اگرچه دیگری او را سوار می سازد

8

چها کند به دل صائب آتشین رویی

که آب آینه را بیقرار می سازد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور