غزل شمارهٔ 1676
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
که بار دوش توکل شدن به دل بارست
اثر گذار اگر عمر جاودان خواهی
که زندگانی هر کس به قدر آثارست
ازان به تلخی هجر از وصال ساخته ام
که رعشه دارم و این جام سخت سرشارست
امید هست که شیرازه گهر گردد
ز تار و پود جهان رشته ای که هموارست
شد از شکست خریدار، توتیا گهرم
همان ز ساده دلی تشنه خریدارست
ازان همیشه بود وقت می پرستان خوش
که هر کجا که غمی هست رزق هشیارست
تو بی دریغ به ویرانه گنج می بخشی
وگرنه درد ترا دل کجا سزاوارست؟
نفس شمرده زنان راست دل بجا صائب
چمن صحیح بود تا نسیم بیمارست
جواب آن غزل آصفی است این صائب
زمانه ای است که هر کس به خود گرفتارست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
به خیره برشمرد سیر خورده گرسنه را
چنان که درد کسان بر دگر کسی خوارست
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 19
به خود رسیدنش از ناز بس که دشوارست
چو ما به دام تمنای خود گرفتارست
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 67
درین دو هفته که زاینده رود سرشارست
پلی است آن طرف آب، هر که هشیارست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1675
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

