Toggle stanza 1
در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
1

در غم و شادی ایام مرا حال یکی است

فصل هر چند کند جامه بدل سال یکی است

2

حرص دایم ز برای دگران در گردست

حال این بی بصر و دیده غربال یکی است

3

عرق سعی برای دگران می ریزد

حاصل خواجه ز مال خود و حمال یکی است

4

هر نفس اهل هوس نیت دیگر دارند

دل این طایفه و قرعه رمال یکی است

5

پیش سوزن که به یک چشم جهان را بیند

گوهر عیسی و خرمهره دجال یکی است

6

پیش جمعی که ازین نشأه به تنگ آمده اند

شادی مردن و آزادی اطفال یکی است

7

دل اگر نرم شود کار جهان آسان است

گره سخت به سررشته آمال یکی است

8

ادب پیر خرابات نگهداشتنی است

طبع پیران و دل نازک اطفال یکی است

9

تا رسیدم به پریخانه وحدت صائب

پای طاوس مرا در نظر و بال یکی است

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…