غزل شمارهٔ 1568
Toggle stanza 1در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
11
در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
فصل هر چند کند جامه بدل سال یکی است
22
حرص دایم ز برای دگران در گردست
حال این بی بصر و دیده غربال یکی است
33
عرق سعی برای دگران می ریزد
حاصل خواجه ز مال خود و حمال یکی است
44
هر نفس اهل هوس نیت دیگر دارند
دل این طایفه و قرعه رمال یکی است
55
پیش سوزن که به یک چشم جهان را بیند
گوهر عیسی و خرمهره دجال یکی است
66
پیش جمعی که ازین نشأه به تنگ آمده اند
شادی مردن و آزادی اطفال یکی است
77
دل اگر نرم شود کار جهان آسان است
گره سخت به سررشته آمال یکی است
88
ادب پیر خرابات نگهداشتنی است
طبع پیران و دل نازک اطفال یکی است
99
تا رسیدم به پریخانه وحدت صائب
پای طاوس مرا در نظر و بال یکی است
Sources
Persian text source: Ganjoor

