Toggle stanza 1
لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است
1

لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است

نظر مرحمت و حلقه فتراک یکی است

2

چه گره واکند از خاطر من ابر بهار؟

دانه سوخته و خاطر غمناک یکی است

3

نسبتی نیست به خورشید گل روی ترا

اینقدر هست که خوی تو و افلاک یکی است

4

چون خزان آتش بیداد زند در گلشن

چهره نازک گل با خس و خاشاک یکی است

5

نشود نشأه می مختصر از شیشه و جام

فیض جام جم و آیینه ادراک یکی است

6

رتبه مردم افتاده کجا، خاک کجا

گرچه در مرتبه، افتادگی و خاک یکی است

7

بیخبر شد ز جهان هر که گرفتار تو شد

فیض زنجیر تو و سلسله تاک یکی است

8

به قبول نظر عشق توان گشت تمام

در همه روی زمین آینه پاک یکی است

9

سربرآورده ام از قلزم وحدت صائب

سرمه در دیده انصاف من و خاک یکی است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور