Toggle stanza 1
از صبوری در گشاد کارها بگزین کلید
1

از صبوری در گشاد کارها بگزین کلید

بر نیاید هیچ قفل محکمی با این کلید

2

بند دست و پاست سامان جهان، اما به جود

می توان زین قفل آهن ساختن چندین کلید

3

خواب غفلت بند بر چشم و دلت بنهاده است

ورنه اندر آستین توست ای مسکین کلید

4

در مصاف سخت رویان جهان سستی مکن

قفل آهن را نمی سازد کسی مومین کلید

5

گرچه همت می گشاید کارهای سخت را

از دل صد چاک کن دندانه های این کلید

6

نیست ممکن واشود دل بی سخنهای لطیف

کز نسیم صبح دارد غنچه نسرین کلید

7

نیست یک مشکل که نگشاید به آه نیمشب

راست می آید به هر قفلی که باشد این کلید

8

پرده گوش ترا کرده است غفلت آهنین

ورنه هر دم حلقه بر در می زند چندین کلید

9

با گرانان صائب از راه سبکروحی در آی

بیشتر از چوب می دارد در سنگین کلید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور