غزل شمارهٔ 1262

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
افسر زرین سر آزاده را در کار نیست
1

افسر زرین سر آزاده را در کار نیست

نقش عیب کاسه چینی است چون مودار نیست

2

باشد از تعبیر این خواب پریشان بی نیاز

اینقدر اندیشه در نظم جهان در کار نیست

3

مد احسان چون ندارد خامه شاخ بی بری است

نیشتر باشد رگ ابری که گوهربار نیست

4

مهر بر لب زن که در دیوان آن آیینه رو

طوطیان را آبروی سبزه زنگار نیست

5

از پرستاران دل افگار را داغی بس است

بهتر از دلسوز، شمعی بر سر بیمار نیست

6

نگذرد مینای می خشک از لب خاموش جام

پیش ارباب سخاوت حاجت گفتار نیست

7

باده خواران عیب هم را پرده داری می کنند

بزم می را رخنه ای چون دیده هشیار نیست

8

سعی در کردار بی گفتار مردان می کنند

رزق ما صائب به جز گفتار بی کردار نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست

تشنهٔ خون مسلمانان جز آن خون‌خوار نیست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 190

بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست

غیرضبط خود شکست موج را معمارنیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 750

خواب را‌در دیدهٔ حیران عاشق بار نیست

خانهٔ خورشید را با فرش مخمل‌کار نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 751

دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان ‌کار نیست

خانهٔ آیینه در بندِ در و دیوار نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 752

رنگ‌عجزم لیک با وضع‌ خموشم ‌کار نیست

در شکست بال دارم ناله‌گر منقار نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 753

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

جمله شاهانند آن جا بندگان را بار نیست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 396

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117

زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیست

گر بمانم زنده دیگر با غرورم کار نیست

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 31

عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست

باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 39

عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست

چون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیست

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 106

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور