غزل شمارهٔ 1263

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گر نمی جوشیم با می از سر انکار نیست
1

گر نمی جوشیم با می از سر انکار نیست

غفلت سرشار ما را باعثی در کار نیست

2

می زند هر قطره باران چشمکی بر ساقیان

کاین چنین روزی چرا پیمانه ها سرشار نیست؟

3

می توان در سینه بی کینه من روی دید

خانه آیینه ام در بسته زنگار نیست

4

تحفه دل را به امیدی به کویش برده ایم

آه اگر آن زلف سرپیچد که دل در کار نیست!

5

پنجه بیتابی دل، سینه ام را چاک کرد

این صدف را راحتی از گوهر شهوار نیست

6

بر رگ جانها نپیچد تا پریشان نیست زلف

نبض دلها را نگیرد چشم تا بیمار نیست

7

کشتنی چون دیر کشتن نیست صید عشق را

الحذر از تیغ مژگانی که بی زنهار نیست

8

شانه در هرعقده زلف تو ایمان تازه کرد

اینقدر پیچیدگی با رشته زنار نیست

9

تا بگیرد جذبه توفیق، بازوی که را

هر سری شایسته دوش و کنار دار نیست

10

طوطی از آیینه می گویند می آید به حرف

چون مرا در پیش رویش زهره گفتار نیست؟

11

بیقراران بی نیاز از کعبه و بتخانه اند

ریگ را در قطع ره هرگز به منزل کار نیست

12

نام عشق از کلک ما صائب بلند آوازه شد

عشق اگر بخشد دو عالم را به ما، بسیار نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست

تشنهٔ خون مسلمانان جز آن خون‌خوار نیست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 190

بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست

غیرضبط خود شکست موج را معمارنیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 750

خواب را‌در دیدهٔ حیران عاشق بار نیست

خانهٔ خورشید را با فرش مخمل‌کار نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 751

دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان ‌کار نیست

خانهٔ آیینه در بندِ در و دیوار نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 752

رنگ‌عجزم لیک با وضع‌ خموشم ‌کار نیست

در شکست بال دارم ناله‌گر منقار نیست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 753

در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

جمله شاهانند آن جا بندگان را بار نیست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 396

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117

زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیست

گر بمانم زنده دیگر با غرورم کار نیست

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 31

عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست

باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 39

عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست

چون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیست

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 106

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور