Toggle stanza 1
به دام خلق مقید شدن گل هوس است
1

به دام خلق مقید شدن گل هوس است

شکارهرزه مرس همچو موج خار و خس است

2

ز خوان رزق، هما استخوان نمی یابد

شکر وظیفه مورست و روزی مگس است

3

ترا ستیزه به انجم نمودن از خامی است

جدل به سنگ کند میوه ای که نیمرس است

4

دوبار بر رخ او دیدن از مروت نیست

نگاه اول من چون نگاه باز پس است

5

ز رحمتش به گنه ناامید نتوان شد

غبار خاطر دریا ز سیل، یک نفس است

6

منه به نقش و نگار زمانه دل صائب

که پیش سیل حوادث تمام خار و خس است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور