غزل شمارهٔ 112

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را
1
گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را
نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را
2
چهرهٔ خورشید‌رویان را سپندی لازم است
از شبِ جمعه است نیلِ چشم‌زخم ایام را
3
عشقِ عالمسوز می‌باید دلِ افسرده را
می‌پزد خورشیدِ تابان میوه‌های خام را
4
نیست ممکن از زبانِ خوش کسی نقصان کند
چرب‌نرمی غوطه در شِکر دهد بادام را
5
چون شرر بر جان نمی‌لرزم ز بیمِ نیستی
دیده‌ام در نقطهٔ آغاز خود، انجام را
6
با ضعیفان پنجه‌کردن نیست کارِ اقویا
در قفس دارد نیستان شیرِ خون‌آشام را
7
صبح چون روشن شود، از خوابِ غفلت سر برآر
تا کفن بر خود نسازی جامهٔ احرام را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام را

صحن این‌کاشانه زیر سایه‌گیرد بام را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 108

در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام را

یک سبق شاگرد استغناکن این ابرام را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 109

کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را

باده پیمایی‌گرانی نیست طبع جام را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 110

من که خدمت کرده ام رندان درد آشام را

کی شمارم پخته وضع زاهدان خام را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 40

ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را

بر کف ما نه سه باده گردش اجرام را

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13

ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را

ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 14

نیست از روی زمین سیری دل خود کام را

حرص می گردد زیاد از خاک، چشم دام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 113

نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را

رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 114

کرده‌ام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را

دیده‌ام در عینِ ناکامی جمالِ کام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 115

نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا

بِستر از گَردِ یتیمی بود در دریا مرا

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور