غزل شمارهٔ 109

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام را
1
در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام را
یک سبق شاگرد استغناکن این ابرام را
2
داغ بودن در خمار مطلب نایاب چند
پخته نتوان‌کرد زآتش آرزوی خام را
3
مگذر ازموقع‌شناسی ورنه در عرض نیاز
بیش ازآروغ است‌نفرت آه بی‌هنگام‌را
4
می‌خرامد پیش پیش دل تپشهای نفس
وحشت‌از نخجیر هم‌بیش است‌اینجا دام‌را
5
مانع سیر سبکرو پای خواب‌آلود نیست
بال پروازست زندان نگینها نام را
6
دوری مقصد به قدر دستگاه جستجوست
قطع‌کن وهم و خیال قاصد وپیغام را
7
حسن مطلق داشتم خودبینی‌ام آیینه‌کرد
اینقدرها هم اثر می‌بوده است اوهام را
8
چون غبار شیشهٔ ساعت تسلی دشمنیم
از مزاج خاک ما هم برده‌اند آرام را
9
زندگی تاکی هلاک‌کعبه و دیرت‌کند
به‌که از دوش افکنی این جامهٔ احرام را
10
ازتغافل تا نگاه چشم خوبان فرق نیست
نشأه  یکرنگ ا‌ست اینجا درد و صاف جام را
11
حلقهٔ آن زلف رونق از غبار دل‌گرفت
دود آه صید باشد سرمه چشم دام را
12
کی رود فکر مضرت از مزاج اهل‌کین
مار نتواند جدا از زهر دیدن‌کام را
13
عرض معنی دیگر و اظهار صورت ‌دیگر است
بیدل از آیینه نتوان ساخت وضع جام را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من که خدمت کرده ام رندان درد آشام را

کی شمارم پخته وضع زاهدان خام را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 40

ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را

بر کف ما نه سه باده گردش اجرام را

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13

ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را

ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 14

گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را

نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 112

نیست از روی زمین سیری دل خود کام را

حرص می گردد زیاد از خاک، چشم دام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 113

نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را

رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 114

کرده‌ام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را

دیده‌ام در عینِ ناکامی جمالِ کام را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 115

نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا

بِستر از گَردِ یتیمی بود در دریا مرا

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 117

غوطه در گُل داده بود اندیشهٔ دنیا مرا

نالهٔ نی شد دلیلِ عالمِ بالا مرا

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 118

بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام را

صحن این‌کاشانه زیر سایه‌گیرد بام را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 108

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور